اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
395
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
شدى طعم رفاه و آسودگى را بانان بچشان ، اما اندازه را نگهدار . حارث بن عبد الرحمان بر مهدى در آمد و از پيشامد مرگ منصور و خدعه ربيع سخن بميان آورد و گفت : تدبيرى از وى مشاهده كردم كه هيچكس بدان راه نمىبرد . گفت : چه تدبيرى ؟ گفت : چون منصور درگذشت ، ربيع برادرت صالح را در صدر مجلس قرار داد و او را بر همه حاضران مقدم داشت ، و چون ( منصور ) به خاك سپرده شد [ پسرت موسى را پيش داشت و به برادرت گفت ] چون برادرت مهدى حاضر نبود تو ( از ديگران ) بمقدم شدن سزاوارتر بودى ، اما چون پدرت زير خاك رفت و پدر اين به خلافت رسيد ، بيش از تو شايستگى مقدم شدن يافت . پس مهدى گفت : اگر كسى دستگاه خلافت را اداره مىكند . بايد آن را مانند ربيع اداره كند . مهدى در سال 159 عيسى بن موسى را از وليعهدى خلع كرد و آن را بده ميليون درهم خريد و براى پسرش موسى به وليعهدى پس از خود و سپس براى پسر ديگرش هارون به وليعهدى پس از موسى بيعت نمود . مهدى در سال 160 [ 1 ] حج گزارد و كعبه را لخت كرد و جامه هاى مصرى و خز و ديبا بر آن پوشانيد و ديوارهايش را از بالا تا پايين بمشك و عنبر اندود و چون كعبه در كنار مسجد بود نه در ميان آن ، ديوارهاى مسجد الحرام را خراب كرد و اضافاتى بر آن افزود و خانه هاى مردم را خريد و صنعتگران و مهندسان را از هر شهرى فرا خواند و به واضح غلام و هم عامل خود در مصر نوشت تا مالها به مكه حمل نمايد و افزارها و طلا و سنگ مرمر و قنديلهاى مورد نياز را فراهم سازد و سپس آنها را حمل كرده به يقطين بن موسى و محمد بن عبد الرحمان تسليم نمايد ، و كعبه را در وسط قرار داد و از طرف كعبه تا باب صفا 90 ذراع ، و از كعبه تا باب بنى شيبه 60 ذراع افزود و مسجد را صد و بيست هزار ذراع مربع ، و طول مسجد را از باب بنى جمح